يحيى دولت آبادى
281
حيات يحيى ( فارسى )
اساسى هم كه منظور نظر مليون است جز در سايه قدرت و قوت دولت صورتپذير نميباشد . به روى همين اصل جمعى از آزاديخواهان به او نزديك شدند ولى شيادان طماع يا وطنخواهان دروغى كه از خدمت كردن بسياست بيگانگان هم باك نداشتند پيشتر و بيشتر از آنها سردار سپه را احاطه كردند او هم مجبور بود از آنها نگاهدارى كند مخصوصا كه او در ميان خود و آرزوهايش سدى مشاهده مىكند كه نامش قانون اساسى است و ميداند كه اشخاص آزاديخواه و وطندوست حقيقى نميتوانند با كارى كه مخالف قانون اساسى باشد موافقت كنند و بحكومت ملى پشت پا بزنند در اين صورت بوجود اشخاص ابن الوقت و بيعلاقه بقانون هم خود را محتاج ميداند گاهى هم كه به او گفته شده است اين اشخاص سرمشق درستكارى و وطنپرستى نميباشند جواب داده است قسمتى از كارهاى من بدست اين گونه اشخاص صورت ميگيرد و پس از حصول مقاصد آنها را طرد مينمايم . خلاصه سردار سپه از يكى از دوستان من ميخواهد مرا بملاقات او ببرد و باصرار آن دوست روزى بديدن وى ميروم سردار سپه باغچه كوچكى مشتمل بر سه اطاق داشته است طبقه دوم آن عمارت را تازه ساختهاند و دو اطاق از آن را اقامتگاه خصوصى قرار داده پذيرائيهاى مخصوص را در آنجا مىكند . نگارنده بر او وارد شده او را پشت ميز تحرير نشسته ميبيند با تواضع و احترام پذيرفته ميشوم و از ملاقات اظهار خشنودى كرده بصحبت ميپردازيم . سردار سپه ميگويد من نميخواهم با اين اوضاع مخالفت كنم مرادش اوضاع حكومت ملى است كه نگارنده را از طرفداران آن شناخته است و اضافه مىكند كه ميخواهم با اشخاص صالح وطنپرست همدست شده به وطن خود خدمت نمايم . سردار سپه در اين مجلس آنقدر اظهار وطنپرستى مىكند كه در راه يادآورى بدبختيهاى ملت از ريختن چند دانه اشك تأسف هم خوددارى نمينمايد . نگارنده اجمالى از نظريات خود در كليه امور مملكت و مخصوصا در توسعه معارف و اصلاحات اقتصادى بيان مىكند و همه را پسند نموده از اين ملاقات اظهار مسرت مينمايد و تقاضا مىكند او را مكرر ملاقات نمايم و هرچه را در راه خدمت به وطن